العلامة المجلسي

329

حياة القلوب ( فارسي )

كه به آن شناخته شوم . پس موى سر وريشش سفيد شد « 1 » . وبه سند معتبر مروى است كه محمد بن عرفه « 2 » به حضرت صادق عليه السّلام عرض كرد : جمعى مىگويند كه إبراهيم عليه السّلام ختنه كرد خود را به تيشه بر روى خمى . فرمود : سبحان اللّه ، چنين نيست كه آنها مىگويند ، دروغ گفتند ، بلكه پيغمبران در روز هفتم ناف وغلاف ايشان با هم مىافتاد « 3 » . ودر حديث ديگر منقول است كه : حضرت إبراهيم عليه السّلام بسيار ضيافت‌كننده بود ، پس روزى قومي بر أو وارد شدند وچيزى نزد أو نبود ، با خود گفت : اگر چوب سقف خانه را بردارم وبفروشم به نجّار ، أو را بت خواهد تراشيد ، پس مهمانان را در دار الضيافه نشاند وإزاري با خود برداشت وآمد به موضعي از صحرا ودو ركعت نماز كرد ، چون از نماز فارغ شد ازار را نديد ، دانست كه حق تعالى أسباب أو را مهيا فرموده است ، چون برگشت به خانه ديد ساره چيزى مىپزد ، فرمود : از كجا آوردى اينها را ؟ ! ساره گفت : اينهاست كه به آن مرد داده بودى بياورد . وحق تعالى امر كرده بود جبرئيل را كه بگيرد آن ريگ را كه در موضع نماز إبراهيم بود وسنگها را كه در آنجا ريخته بود در ازار أو بگذارد ، پس جبرئيل چنين كرد ، وحق تعالى ريگها را كاورس مقشّر كرد وسنگهاى گرد را شلغم وسنگهاى دراز را گزر كرد « 4 » . وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : هرگاه يكى از شما به سفر رود از سفر برگردد از براي اهلش چيزى بياورد ، هر چه ميسّر شود اگر چه سنگى باشد ، بدرستى كه حضرت إبراهيم هرگاه تنگى در معيشت أو بهم مىرسيد به نزد قوم خود مىرفت ، پس در بعض أوقات أو را تنگى روى داد أو به نزد قوم خود رفت ايشان را نيز در تنگى يافت ، پس برگشت چنانچه رفته بود ، وچون به نزديك خانه رسيد از الاغ فرود آمد وخورجين

--> ( 1 ) . علل الشرايع 104 . ( 2 ) . در مصدر « قزعه » آمده است . ( 3 ) . علل الشرايع 505 . ( 4 ) . الخرائج والجرائح 2 / 928 .